تبلیغات
استقلال آبی ترین عشق دنیا - گزارش تمرین

آبی یعنی غرق در خوشحالیم/عشق می ورزم که استقلالیم آسمان گفتا ز قرمز خالیم/گر سرم را از تنم سازی جدا/باز می گویم که استقلالیم

گزارش تمرین

نویسنده :آیتک سلیمانی
تاریخ:دوشنبه 29 آبان 1391-10:35 ب.ظ

گزارش تمرین آبی‌پوشان


سرمربی تیم استقلال در تمرین امروز این تیم حضور نداشت و دیگر اعضای کادر فنی تمرینات را زیر نظر گرفتند.


تیم استقلال یک روز پس از برتری مقابل سپاهان از ساعت 15 تمرینات خود را پیگیری کرد. امیر قلعه‌نویی غایب اصلی تمرین امروز بود و مجید صالح به همراه دیگر اعضای کادر فنی، بازیکنان را تمرین دادند.

* حنیف عمران‌زاده در ترکیب تیم استقلال امروز حضور نداشت.

* بازیکنانی که در ترکیب اصلی تیم استقلال مقابل سپاهان به میدان رفته بودند، پس از 20 دقیقه ریکاوری راهی استخر و سونا شدند. بقیه بازیکنان در قالب دو تیم به فوتبال درون تیمی پرداختند که در این بازی دستگرمی ستار همدانی و ایمان عالمی نیز حضور داشتند. همچنین سیاوش اکبرپور و کیانوش رحمتی در بازی درون تیمی حضور پیدا کردند.

* مجتبی جباری که در تمرینات چند روز پیش پایش دچار تورم شده بود امروز مجددا در تمرین استقلال شرکت کرد و تنها به دویدن دور زمین پرداخت.

* مسئولان کمپ زنده یاد حجازی در قسمتی از زمین برای محافظت از چمن محافظی را پوشانده بودند تا بارندگی به آن آسیب نزند.

* حدود 20 نفر از هواداران تیم استقلال در تمرین امروز آبی‌پوشان حضور پیدا کردند.

* محمد انصاری هافبک دهم تیم استقلال که در ابتدای فصل به این تیم اضافه شده بود امروز با کادر فنی و بازیکنان این تیم خداحافظی کرد و برای انجام خدمت سربازی راهی فجر سپاسی شد.

*تمرین تیم استقلال فردا ادامه خواهد داشت و این تیم خود را برای دیدار مقابل پیکان که روز پنجشنبه برگزار می‌شود، آماده خواهد کرد.





داغ کن - کلوب دات کام
coment:)() 
مصطفی
جمعه 3 آذر 1391 01:27 ب.ظ
خاک حرمت ، مهر نماز است حسین (ع)
راه تو ، همیشه چاره‌ساز است حسین (ع)
ای خون تو دشنه بر گلوگاه ستم
از خون تو شیعه ، سرافزار است حسین(ع)
محسن فنائی
پنجشنبه 2 آذر 1391 01:02 ق.ظ
سلااااام
خوبی آبجیه سفر کرده

انشالله فردا ببریم و با اقتدار صدر جدولو نگه داریم
پاسخ آیتک سلیمانی : خدارو شکر که بردیم
محسن فنائی
پنجشنبه 2 آذر 1391 01:00 ق.ظ
۞آ۞آ۞آ۞آ۞آ۞آ۞آ۞آ۞آ۞آ۞آ۞آ۞آ۞آ۞
۞ سرش به نیزه به گل های چیده می ماند.۞

۞ به فجر از افق خون دمیده می ماند.........۞

۞ یگانه بانوی پرچم به دوش عاشورا...........۞

۞ به نخل سبز ز ماتم تکیده می ماند..........۞

۞ میان خیمه ی آتش گرفته، طفل دلم........۞

۞ به آهویی که ز مردم رمیده می ماند........۞

۞ شب است گوش یتیمان ز ضربت سیلی....۞

۞ به لاله های ز حنجر دریده می ماند..........۞

۞ رقیه طفل سه ساله که حوری حرم است..۞

۞ به آن که رنج نود ساله دیده می ماند.......۞

۞ امام صادق حق پشت ناقه ی عریان.........۞

۞ به زیر یوغ چو ماه خمیده می ماند............۞

۞ شوم فدای شهیدی که در کنار فرات.........۞

۞ به آفتاب به خون آرمیده می ماند.............۞

۞ هلال یک شبه ی من، ز چیست خونینی؟..۞

۞ نگاه تو به دل داغ دیده می ماند..............۞

۞ حکایت احد و اشک چشم خونینش..........۞

۞ به اختران ز گردون چکیده می ماند...........۞
۞آ۞آ۞آ۞آ۞آ۞آ۞آ۞آ۞آ۞آ۞آ۞آ۞آ۞آ۞.

یاحسین
عمو علی
سه شنبه 30 آبان 1391 09:38 ب.ظ
می تراود مهتاب
می درخشد شب تاب
نیست یک دم شکند خواب به چشم کس ولیک
غم این خفته ی چند
خواب در چشم ترم می شکند
نگران با من استاده سحر
صبح می خواهد از من
کز مبارک دم او آورم این قوم به جان باخته را
در جگر لیکن خاری
از ره این سفرم می شکند
نازک آرای تن ساق گلی
که به جانش کشتم
و به جان دادمش آب
ای دریغا به برم می شکند
دست ها می سایم
تا دری بگشایم
بر عبث می پایم
که به در کس آید
در و دیوار به هم ریخته شان
بر سرم می شکند
می تراود مهتاب
می درخشد شب تاب
مانده پای آبله از راه دراز
بر دم دهکده مردی تنها
کوله بارش بر دوش
دست او بر در، می گوید با خود
غم این خفته چند

خواب در چشم ترم می شکند
حسین
دوشنبه 29 آبان 1391 11:13 ب.ظ
سلام دوست گلم....خوبی؟؟؟؟؟
شرمندتم...روم سیاه...حق داری..هرچی بگی حق داری....معذرت میخوام....ببخش....یکم بهم حق بده که من نمیتونم به همه لینک هام سربزنم...توهروقت آپ بودی بیا به من بگو تادراولین موقعیت زودی بیا پیشت...بازم شرمندتم...میدونم....ببخشید...
باشه؟؟؟؟؟؟؟
عمو علی
دوشنبه 29 آبان 1391 10:40 ب.ظ
تو دلم یه دنیا حرفه که میخوام بگم برا تو
چی میشه بیام دوباره ببینم کرببلاتو
بـا خودم یه نـذری کردم که اگه تو رو بـبینم
با همـون نگاه اول جونمو بدم برا تو
آقـاجون دلم گرفتـه مثـل آسمون پائیز
میدونـم مـرغ دل من دوبـاره کرده هواتو
دل من سائـل عشقه،دل تو ساحـل غـمها
چی میـشه کشتی قـلبم کناره بگیره با تو
چی میشه خونه قلبم بشه جای تو همیشه
حک کنی رو صفحهء دل نقش روی دلرباتو
دوست دارم این دفعه که میام توی صحن و سرات،آغوش گرمتو واکنی بگی
خوش اومدی،خسته نباشی عزیزم
دوست دارم دست نوازش بـکشی روی سرم
دوست دارم سجده کنم روی پاهات
توی سجده ذکرم این باشه آقا:همش بگم جونم فدات،جونم فدات
دوست دارم وقت جون دادن بیای سرمو به دامن بگیری
دوست دارم نگاه آخرم باشی
دوست دارم تصویر آخری که از دنیا به عقبی می برم
عکس زیبای رخ ِ حسین فاطمه باشه
دوست دارم دست منو بذاری تو دست ابالفضل رشید
وای دوباره زنده شد خاطرات کرببلا
یادش بخیر اون شبی که قدم زنان گریه کنان
تو صحن بین الحرمین از ته دل زار میزدم
میون اون همه زائر مات و مبهوت شده بودم
زائرا،سینه زنا،روضه خونا غوغا به پا کرده بودند
یکی می گفت با صدشور و نوا،درد دارم دوا میخوام
یکی می گفت حسین،مریض دارم شفا میخوام
یا مـَنْ ا ِسْمـُهُ دَواء حسین و ذ ِکْرُهْ شـِفاء حسین

.............. سلام و درود / یا حق .................
عسل
دوشنبه 29 آبان 1391 09:57 ب.ظ
سلام گلم خوبی؟

چه خبراااااااااااااااااااااااااااا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo